|
دو تا شعر
|
|
|
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست

گاهگاهی دلم از دست همه می گيرد
با تو انگاه سخن می گويم
چشم تو باغ من است
باز هم می رويم.
گاهگاهی
دلم از دست زمين می گيرد
بر لبم فانوسی
دودها ميکنم از خاطرهء مبهم خاک
گاهگاهی
دلم از دست خودم می گيرد
اب را می پاشم
اينه را می شکنم
در تو گم می شود ايمان تنم
وای گاهی
دلم از دست تو هم می گيرد
وای گاهی.......
|
|
جمعه هفدهم مهر 1388 |
|
|
| |
|
عاشقم
|
|
|

هنوز هم عاشقم، با اينكه عشق برايم مثل كاووس است.... هنوز هم عاشقم، با اينكه عشق برايم يك شكنجه است.... عاشق مي مانم چون عهد بسته ام با اوكه با من هم قسم شده است بمانم و چون، اوكه با من هم قسم شده است را خيلي دوست مي دارم.... با اينكه عشق يك بازي است، اما من اين بازي را دوست مي دارم، چون هم بازي ام تا آخر با من مي ماند و مرا دوست مي دارد..... با اينكه عشق زودگذر است اما من اين گذر لحظه ها را دوست مي دارم، چون كه مي دانم زنگي و عمر زودتر از لحظه هاي عاشقي به پايان مي رسد !!!! صادق باش اي عاشق جاودانه ام، لايق باش، لايق اين دل عاشق و پر از درد من باش...... مي دانم كه تو لايقي و مي دانم كه صداقت دل تو آنقدر است كه دل پر از دروغ مرا شرمنده آن پاكي خودش مي كند!!!! اي عزيز اين دل خسته و سوخته من، تو بيشتر از هر عزيزي در اين دل براي من عزيزتري و بيشتر از هر كسي براي اين دل مقدس تر و دوست داشتني تري !!!! هنوز هم عاشقم، عاشق مي مانم و عاشق خواهم ماند....... مي گويند عشق بي معناست، و عشق در اين زمانه وجود ندارد!!! ولي من هنوز هم عاشقم.........
بگذار كه بگويند ديوانه ام، وقتي كه يك قلب پاك و مهربان را دوست مي دارم و آن قلب نيز مرا دوست مي دارد آنگاه وقتي همه با حسرت به من و او نگاه مي اندازند ديوانه مي شوند، حالا ديوانه كيست ؟؟؟؟!! ديوانه آن كسي است مه از نگاه با حسرت، به بك عشق آتشين مجنون شده است .......
|
|
جمعه سیزدهم شهریور 1388 |
|
|
| |